30 Januar 2010

سئوال ایرانیان از فرماندهان و پرسنل سپاه پاسداران و بسيج




روی سخن من با بسیجیها و پاسدارانی هست که مردم مارو شبانه روز در خیابانها و زندانها به خاک و خون میکشند البته نه اون جوجه بسیجیها که زمان جنگ یا بچه بودند یا هنوزبه دنیا نیامده بودند طرف صحبتم فرماندهان و مسئولینی که در دوران جنگ در جبهه های جنگ بودند و روزی از کشورو ناموس من دربرابردشمن دفاع میکردند که شاید گذشت روزگارو سیری شکم به آنها فراموشی داده


I am talking to the Basij and the Guards, who are beating innocent people and spilling innocent blood. Not the young ones hired recently who were not around for Iran/Iraq war. I am talking to the commanders, and the leaders who were in the war field one day and protected our country and our people, but have forgotten either due to passage of time or else their full stomachs.


به یاد میاورید که چطور اسیرعراقی که همیشه تا آخرین گلوله خود را استفاده میکرد و بعد اسیر میشد آب میدادید؟ به یاد دارید خنده ها و نوازشهای برادرانه ای که به اسرا عراقی میدادید به کسانی که تا لحظه ای قبل درحال کشتار برادران و فرزندان ایرانی شما بودند!! و

Do you remember that you would give water to the Iraqi Prisoners of War after having captured them? After they had used all their bullets on us you would show them care and love. Do you remember the flower in the gun, the humane and brotherly treatments of the POWs?


شاخه گل بروی اسلحه خود را به یاد دارید؟ برخورد انسان دوستانه و برادر وار خود را به یاد دارید؟

Do you remember the flower in the gun, the humane and brotherly treatments of the POWs?

بگذارید بیشتر روشنتان کنم, هیچ میدانید این مجسمه در کجا و از چی ساخته شده؟



Let me shed more light on this. Have you seen this monument? Do you know how and from what it has been made?





این عکس مجسمه ایست که صدام و همان برادران عراقی شما از کلاه خودهای اسرا ایرانی و شهدای در جبهه درست کردند یک نگاهی به کلاه خودهای پایین بنداز جای گلوله به روی آنها هنوز نمایان هست


This was made by Saddam and the Iraqi brothers from the melted helmets of Iranian soldiers. Look at the helmets closely and you will still recognize the bullet holes in many of them.






شما حتی به روی سربازان ایرانی که به خاطراز دست دادن عزیزانشان و شهید شدن برادرانشان قصد حمله یا شکنجه اسرا عراقی را داشتن دست به اسلحه بردید و اسرای عراقی را برادران سنی خود خواندید و همچنان با ملایمت و رفتار انسانی با آنها برخورد کردید و در کنار آنها نماز خواندید

You even protected the captured Iraqi’s against the angry Iranian soldiers who wanted to take justice in their own hands and beat or torture the POW's. You named them “our Sunni brothers” and you prayed with them side by side.


به دشمن تشنه خود آب دادید و به مثال یک مهمان از آنها 8 سال پزیرایی کردید

You gave the enemy water and treated them as guests for 8 years.

بر آنها جامعه سفید پوشاندید و مسابقه های فوتبال و شنا در اردوگاههای اسرا بر گذار کردید

You gave them white cloths and organized soccer and swimming tournaments for their entertainment.

به یاد دارم آن زمان ما برای شکم گرسنه خود از پادگان اسرای عراقی با بد بختی تفاله های غزای اسرا را با منت میگرفتیم به یاد دارم روزی که توپ فوتبال تیم اسرا به حیاط محوطه ما افتاد و فرمانده شما با لحنی که توپ فوتبال بچه ها در حیاط شما افتاده طلب توپ را میکرد در صورتی که همان لحضه اسیران ما را در عراق به ماشین میبستند و دو شقه میکردند

I do remember the time that we the Iranian soldiers were hungry and searched food from the dumpsters of the Iraqi POW camps. I remember the day that the soccer ball from the POW camp got thrown in to our yard and the camp commander game looking for the ball while in Iraq our real brothers were being killed and tortured.




با دستگيري يك افسر بعثي مشخص شد: و
شش هزار اسير ايراني به شكل فجيعي به شهادت رسيده اند
بعثيها با «اره» از اسراي ايراني بازجويي ميكردند


“With the arrest of an Iraqi officer, it was discovered that six thousand Iranian POWs were brutally murdered.”
“Iraqi’s used saws in their interrogation of Iranian soldiers.”


ولی با همه جنایات و کشتار بعثیها شما آنهارا مثال برادر پزیرایی کردید و بعد جنگ همه آنهارا با سلام و صلوات به خانوادههایشان بازگرداندید



Even with all the violence and brutalities reported, you still treated them fairly and humane and when the war was over, you send them back to their families with good wishes and farewells.



در صورتی که همان موقع برادران و هم وطنهای من که به دست بعثی ها قتل عام شده بودند با تابوت به میهن برگشتند


And at the same time our Iranian brothers came home in thousands lying in their coffins having been murderd by the Iraqis.


حال سئوال من از شما برادران انسان دوست و مخلص این است کجا رفت آن رعفت اسلامی و حس برادری شما؟
یعنی مردم و برادران خونی و شیعه شما ارزششان ازعراقی ها کمتراست؟



Now here is my question from you human loving, devoted brothers: where did your Islamic forgiving, brotherly compassion go


کجا رفت آن گل بروی سلاحت؟
Where did the flower on your gun go?

یعنی ارزش یک اسیر عراقی از هموطن خودت بیشتر بود؟ این هست ارزش اسلامی و حس برادری؟



Does this mean that the value of an Iraqi soldier is more than your own countryman? Is this the Islamic values and brotherly love?


آنها که تا آخرین فشنگشان به روی شما حمله کردند پناه دادید و با آنها همانند برادر برخورد کردید ولی با هم وطنهای خود که خواهران و برادران دینی میهنی و ملی شما هستند و چیزی جز آزادی طلب نمیکنند اسلحه گشودید و سینهایشان را دریدید به زنان و جوانهای بی سلاح رحم نکردید



You sheltered the ones that used all their bullets on you, and treated them like a brother, but with your countrymen, with your religious sisters and brothers, your own people, who asked for nothing but their freedom, you opened fire and showed no mercy towards the unprotected men and women.

از عراقیها مثل یک مهمان پزیرایی کردید و در عوض جنازه شکنجه شده جوانان مارا بروی هم در همان بازداشتگاها یا بهتر بگم هتل اسرای عراقیها بروی زمین انداختید


You took care of Iraqis like guests but lay the tortured bodies of our own people next to each other in the same camp ground or should I say Iraqi POW hotel.

مادران جوانان عراقی را با برگشتن فرزندانشان شاد کردید و در عوض مادران سربازان ایرانی و هم وطنان خود را داغدارکردید



You brought back smiles on the face of Iraqi mothers awaiting the return of their children, but put tears and sorrow in the hearts of our own mothers.


آيا به راستی ارزش من از یک عراقی کمتر است؟

Is it truly that my worth is less than an Iraqi for you?



با سپاس از بابک

2 Kommentare:

ضد منکرات hat gesagt…

سلام
امدم چیزی بهت بگم دیدم لیاقتت فقط یک آیه از قران هست وبس که خداوند فرموده : و اذا خاطبهم جاهلون قالو سلاما...امیدوارم عربیت به قدری باشه که بفهمی قرا چی گفته
البته قران در مورد امثال تو مثال های مکرر اورده که بدلیل اینکه احساس می کنم قیاس امثال تو در وضعیت فعلی با چهارپایان نوعی ستم به حیوانات است از آن صرف نظر می کنم....

سيدعلی گدا hat gesagt…

به به !!! جناب آقای مهدی باقری
لطف کردید و قدم رنجه فرمودید البته با فیلتر شکن ضد ولایت فقیه
البته جنابعالی ، یکی از همان ذوب شدگان در فقاهت فقیح هستید .... ببین عزیز دلم با زبان آدمیزاد کامنت بزار تا بفهمم چی نوشتی ! از تازینامه یه چیزهایی بلغور کردی که وحشی ها و آدم کشهایی جوره خودت از آن سر در میاورند
ای کاش قطره ای خون از آن پدرت در بدن تو جاری بود همان پدری که جلوی قاطرهای عراقی قدعلم کرد، نام او و امثال او جاودانه خواهد ماند
واست از صمیم قلب متاسفم : چون مادر به خطایی